السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

503

تفسير الميزان ( فارسي )

كرد ، وقتى به زمين پايين آمدم با خديجه هم بستر شدم ، و او به فاطمه باردار شد ، و از آن به بعد هيچوقت فاطمه را نديدم مگر آنكه بوى درخت طوبى را از او استشمام كردم . و در كتاب خرائج آورده كه رسول خدا ( ص ) به فاطمه ( ع ) فرمود : اى فاطمه بشارتى از ناحيه پروردگارم در خصوص برادرم و پسر عمويم به من رسيده و آن اين است كه خداوند فاطمه را به على تزويج كرده و به رضوان خازن بهشت دستور داد تا درخت طوبى را تكان دهد ، و آن به عدد دوستداران اهل بيت من رقعه هايى حمل كرد ، پس ملائكه اى از نور خلق كرد ، و به هر ملك خطى و رقعه اى داد ، و چون قيامت به پا شود و اهلش جابجا شوند دوستدارى از دوستداران ما نمىماند مگر آنكه يكى از آن رقعه ها را به او مىدهند ، كه سند برائت از آتش دوزخ است « 1 » . مؤلف : و در تفسير برهان از موفق بن احمد روايت كرده كه در كتاب مناقب به سند خود از بلال بن حمامه از رسول خدا ( ص ) نظير اين معنا را نقل كرده است . و نيز اين معنا را از ام سلمه و سلمان فارسى و على بن ابى طالب نقل كرده ، و در آن چنين آمده كه : وقتى خداوند ملائكه را بر تزويج فاطمه به على بن ابى طالب گواه گرفت ، دستور داد تا درخت طوبى بار خود را نثار كند ، و آنچه از زيور و زينت داشت فرو ريزد . درخت طوبى آنچه را داشت نثار كرده ، ملائكه و حور العين آنها را جمع كردند تا به يكديگر هديه داده ، و تا قيامت به يكديگر افتخار نمايند . « 2 » قريب به اين معنا را از حضرت رضا ( ع ) نيز روايت كرده . و در مجمع البيان از ثعلبى روايت كرده كه به سند خود از كلبى از ابى صالح از ابن عباس نقل كرده كه گفت : طوبى درختى است كه ريشه اش در خانه على در بهشت است و در خانه هر مؤمنى يك شاخه از آن وجود دارد . آن گاه گفته است : اين روايت را ابو بصير هم از امام صادق ( ع ) نقل كرده است « 3 » . و در تفسير برهان از تفسير ثعلبى بطور رفع ( بدون ذكر سند ) از جابر از ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : از رسول خدا ( ص ) از معناى طوبى سؤال شد ، فرمود : درختى است در بهشت كه ريشه اش در خانه على و شاخه هايش بر اهل بهشت سايه افكنده . پرسيدند يا رسول اللَّه ما قبلا از تو سؤال كرديم فرمودى ريشه اش در خانه من و

--> ( 1 ) خرايج . ( 2 ) تفسير البرهان ، ج 2 ، ص 295 ، ح 27 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 291 ، ط تهران .